بعد از Big English چه کتابی بخوانیم؟ ۴ پیشنهاد
شب آخر ماه، سارا آخرین صفحهٔ Big English 6 را ورق زد، کتاب را روی میز گذاشت و گفت: «تمام شد.» مادرش از آشپزخانه پرسید: «خب، حالا چی؟» جوابی نبود. یک سال تمام هر هفته با همین کتاب و فایل های صوتی اش کار کرده بودند و حالا جای خالی آن روی میز مانده بود.
سارا یازده ساله است و از کتابی که تمام کرده راضی بود. پرسش خانواده فقط یکی بود: بعد از Big English چه چیزی باید جای آن بنشیند، و آیا واقعاً باید کتاب درسی بعدی را همین حالا شروع کرد؟ آنچه می خوانید روایت همان هفته های جست وجو و چهار گزینه ای است که واقعاً روی میزشان ماند.
کتاب تمام شد، زبان تمام نشده
سطح پایانی Big English، بسته به نسخه، حدود A2 تا A2+ در چارچوب مرجع اروپایی است. یعنی سارا جمله های ساده را می فهمد، دربارهٔ خودش و روزمره اش می نویسد و متن های کوتاه را دنبال می کند. اما هنوز تا سطح B1، جایی که آدم می تواند با زبان کار واقعی بکند، فاصله دارد.
معلم سارا در یک جمله خلاصه اش کرد: «کتاب بعدی را از روی سن و علاقهٔ بچه انتخاب کنید، نه از روی اسمی که بیشتر شنیده اید.» مادر سه معیار روی کاغذ نوشت: موضوع ها به سن یازده تا دوازده سالگی بخورد، فایل صوتی کامل داشته باشد و تمرین ها طوری باشد که بدون معلم هم بشود با آن کار کرد.
پدر معیار چهارمی هم اضافه کرد که اول جدی گرفته نشد: کتاب نباید سارا را از خواندن بترساند. او تازه یاد گرفته بود انگلیسی می تواند سرگرم کننده باشد و هیچ کس نمی خواست این حس با اولین صفحهٔ سنگین از بین برود.
آن شب مادر دفتری برداشت و دو ستون کشید: «چیزی که سارا خوب بلد است» و «چیزی که هنوز نه». ستون اول زود پر شد: رنگ ها، خانواده، خرید، ساعت، توصیف آدم ها. ستون دوم کندتر پر شد، ولی صادقانه تر بود: گذشتهٔ ساده در جمله های بلندتر، فهمیدن گفتگوی سریع و نوشتن چند جملهٔ پشت سرهم بدون کمک.
چهار کتاب روی میز

در چند روز، فهرست «بعد از Big English» به چهار گزینه رسید. هیچ کدام کامل نبود و هرکدام جای خودش را داشت.
Teen2Teen؛ پیشنهاد معلم
معلم اول از Teen2Teen از انتشارات آکسفورد گفت. این مجموعه چهار سطح دارد و برای نوجوان ها نوشته شده است. در بیشتر چاپ ها Student Book و Workbook کنار هم عرضه می شود و صوت هم همراهش هست، گاهی روی دیسک و گاهی از طریق بخش تمرین آنلاین.
اینکه سارا باید از کدام سطح شروع کند، با یک جلسهٔ کوتاه سطح سنجی روشن می شد؛ چون پایان Big English همیشه دقیقاً به سطح یک یا دو این مجموعه وصل نمی شود. نقطهٔ قوتش آشنایی معلم ها با آن بود و محدودیتش این که بدون راهنمایی، تمرین های مکالمه اش کمی خشک می ماند.
یک نکتهٔ کوچک هم دربارهٔ تمرین ها هست. کتاب های این گروه معمولاً تمرین گرامر را بعد از متن می آورند و اگر بچه فقط تمرین را حل کند و متن و صوت را رد کند، نیمی از ارزش کتاب از دست می رود. معلم سارا برای همین گفت ترتیب کار مهم تر از تعداد صفحه هاست.
Prepare؛ انتخاب مادر
مادر به Prepare چشم داشت. این دورهٔ انتشارات کمبریج نُه سطح دارد که از A1 تا C1 را می پوشاند و روی آمادگی برای آزمون های Cambridge English مدرسه ای مثل A2 Key for Schools و B1 Preliminary for Schools هم کار می کند. موضوع هایش با علاقهٔ نوجوان ها نوشته شده و نسخهٔ دوم بستهٔ دیجیتال برای تمرین دارد.
مشکل را خودش دید: سارا هنوز قصد آزمون ندارد. کتابی که مدام او را به سمت امتحان می برد، شاید برایش زود باشد. پس Prepare در یادداشت هایش ماند، اما با یک علامت سؤال. اگر روزی هدف روشن تری برای گواهی نامه پیدا شود، اولین جایی است که دوباره سراغش می روند.
Think؛ برای وقتی بزرگ تر شد
سومی Think بود، از همان ناشر. شش سطح دارد، از Starter در حد A1 تا Level 5 در حد C1، و گروه سنی هدفش حدود چهارده تا هجده سال است. موضوع هایی مثل تغییر اقلیم یا خبر جعلی دارد و ویدئوها و تمرین هایش برای نوجوانی ساخته شده که قبلاً کمی انگلیسی روی هم گذاشته است.
پدر که چند صفحه از نمونهٔ آنلاین را خواند، گفت: «این کتاب برای دو سه سال دیگر سارا است.» همین هم درست بود. گاهی بهترین کار نوشتن نام یک کتاب در دفتر و برگشتن به سراغش است، وقتی بچه به سنش برسد.
داستان های درجه بندی شده؛ کنار کتاب درسی
گزینهٔ چهارم اصلاً کتاب درسی نبود. معلم گفته بود ماهی یک یا دو داستان کوتاه از مجموعه هایی مثل Oxford Bookworms فایده ای دارد که هیچ Workbook ای ندارد. این مجموعه از Starter تا Stage 6 پیش می رود و واژگانش از حدود ۲۵۰ واژه در سطح ابتدایی تا حدود ۲۵۰۰ واژه در سطح آخر زیاد می شود.
برای سارا، Stage 2 یا Stage 3 جای مناسبی بود، یعنی داستانی که بدون واژه نامه خوانده شود و فقط گاهی لازم شود لغتی را بپرسد. خواندن برای لذت، همان چیزی بود که Big English نمی توانست جایش را بگیرد. محدودیتش هم روشن بود: هیچ کس سارا را وادار نمی کند ادامه بدهد و انضباط را باید خودش بسازد.
شبی که تصمیم گرفتند
مادر آن شب کنار چای، چند منبع فارسی را هم نگاه کرد. در tehraneghtesadi.com مطلبی دید که همین پرسش را در عنوانش داشت، «بعد از کتاب های بیگ انگلیش چه بخوانی»، و آن را کنار یادداشت های خودش گذاشت. هر منبع سلیقه ای دارد و اگر فقط به یکی تکیه کند، همان سلیقه را به خانه می آورد.
جدولی ساده روی کاغذ کشیدند: چهار معیار در ستون ها و چهار گزینه در ردیف ها. نتیجهٔ «بعد از Big English» بدون بحث زیاد روشن شد. Teen2Teen با تأیید معلم برای کار منظم، Bookworms برای خواندن آزاد، Prepare فعلاً کنار و Think برای سال های بعد.
سارا دو چیز خواست و آن را هم گفت: کتابی که تصویرهایش بچگانه نباشد و آهنگی که بشود در راه مدرسه گوشش داد. فایل های صوتی کتاب پاسخ دومی بود و ظاهر نوجوانانهٔ آن، پاسخ اولی.
نکتهٔ دیگری هم همان شب روشن شد. هیچ کدام از این چهار گزینه جای معلم را نمی گیرد و هیچ کدام هم قرار نیست یک شبه سارا را از A2 به B1 برساند. پیشرفت واقعی از تکرار می آید: صفحه ای که هفته ای سه بار باز شود، بهتر از کتاب شیک و بسته ای است که روی میز می ماند.
دفتر لغت، صوت و یک قاعدهٔ ساده

معلم برای سارا دفتری کوچک خواست، نه برای نوشتن معنی هر کلمه، بلکه برای جمله های کامل. قاعده این بود که هر هفته ده عبارت پیدا کند، هر عبارت را در جمله ای از خودش بنویسد و آخر هفته برای مادر بخواند. این کار کند بود، اما چیزی را درست می کرد که Big English تا حدی آماده اش کرده بود: عادت استفاده از لغت، نه فقط شناختن آن.
صوت هم قاعدهٔ خودش را داشت. هر درس سه بار شنیده می شد: یک بار بی متن، یک بار با متن و یک بار هنگام کار دیگری، مثلاً بازی یا مرتب کردن اتاق. بار سوم تنبل ترین بخش بود و بیشترین فایده را داشت، چون گوش سارا یاد می گرفت بدون فشار عادت کند. بعد از Big English، همین ساده ترین تغییر بود: از دیدن تصویر به شنیدن صدا.
مادر یک اشتباه را هم از همان هفته ها به یاد دارد. دو بار سارا را وسط داستان متوقف کرد تا معنی لغتی را بپرسد. بار سوم متوجه شد خواندن را قطع می کند و دیگر نپرسید. جای آن، آخر هر صفحه فقط می پرسید: «تا اینجا چه شد؟» و سارا با زبان خودش، گاهی فارسی و گاهی انگلیسی، خلاصه می کرد.
چهار هفتهٔ اول
هفتهٔ اول فقط سطح سنجی بود و آشنایی با واحد اول. معلم چند صفحه از دو سطح را جلوی سارا گذاشت و گفت از هرکدام بخواند. جایی که او بی توقف می خواند اما در یک سوم صفحه به لغت های ناآشنا می خورد، همان سطح درست بود.
هفتهٔ دوم، سارا هر روز ده دقیقه صوت درس را گوش داد و مادرش بی آنکه چیزی بپرسد، کنارش نشست. قاعده این بود که اول فقط گوش بدهد و بعد متن را ببیند. هفتهٔ سوم اولین داستان Bookworms را برداشت و بعد از دو روز گفت لغت های ناشناسش کمتر از انتظار بوده است.
هفتهٔ چهارم، معلم از او خواست بگوید از دو کتاب کدام را بیشتر دوست دارد. جواب سارا کوتاه بود: «داستان.» پس برنامه همین طور ماند، با کتاب درسی برای ساختار و داستان برای لذت. مادر هم دفتر یادداشتش را بست و این بار جملهٔ تازه ای نوشت که هنوز روی جلدش مانده است: «کتاب بعدی را وقتی انتخاب می کنیم که این یکی را تمام کرده باشیم.»
اگر کتاب آخر فرزند شما هم این روزها تمام می شود، همین امشب یک ورق کاغذ بردارید و سه معیار خودتان را بنویسید، قبل از آنکه اسم هیچ کتابی را بشنوید.